|
دست در دست تو راهی که نپیمودم نیست
لحظه ای را که کنار تو نیاسودم نسیت پیچ در پیچ شب موی تو مجنونم کرد رمز لیلایی تو نیز که بگشودم نیست سوختم از خنکای شرر شیرینت به جز آن خاطر آتشکده در دودم نیست با تو من هست شدم عاشق و اینک بی تو هیچ از هستی و آن چه که آن بودم نیست چشم در چشم تو راهی که مرا می خوانی پشت سر هم نفسی نیست که بدرودم نیست
تو دنیایی که همه از عشق و رسیدناش میگن
پس چرا یکی میگه بسه دیگه.میخوام برم؟؟؟؟ تو دنیایی که این همه دل و محبت و صفا داره پس چرا حالا یکی پیدا شده دل نداره؟؟؟؟ تو دنیایی که این همه قصه داره.شادی داره پس چرا دنیای من غصه و تنهایی داره؟؟؟؟ چرا تو اسمونم جای ستاره خالیه؟؟؟؟ چرا بارون چشام دنبال بی قراریه؟؟؟؟ چرا نامردی تو این دنیا پره؟؟؟؟ چرا رفتن عادته؟؟؟؟ چرا موندن پیش من نبایده؟؟؟؟ چرا این دنیا پر از خیانته؟؟؟؟
صدایت میزنم.از پشت پنجره های انتظار و از جوار اینه های پرغبار و در هجوم ثانیه های غمبار. بی تو زیستن را چه تلخ تجربه میکنم.برای تاریکی لحظه هایم فانوس یادت را روشن میکنم و دردفتر خاطراتم دنبات ان روزهای روشنی میگردم که خورشیدوار به سراغ این پنجره غبار گرفته میامدی و در هنجره ام اوازهای عاشقانه میکاشتی و نگاهم را به ضیافت باغ بهاری میبردی.کاش صدایم را میشنیدییییییییییییییییییییییییییییییی
کاش میشد خاطراتت یک به یک با منو دنیای من همراه نبود کاش تمدید صداقتهای ما اشکها و چشم نمناکم نبود کاش در آن سوی تردید دلت قصه از رفتن.جدایی ها نبود کاش رفتن های تو کابوس بود کاش تردیدات من بیهوده بود کاش.......
مرا اینگونه باور کن کمی تنها/كمي بي كس/كمي از يادها رفته... خدا هم ترك ما كرده٫خدا ديگر كجا رفته؟؟؟ نميدانم٫مرا ايا گناهي هست؟؟؟ كه شايد كه به جرم آن غريبي و جدايي هست |
About![]()
من ارزو/متولد خرداد 68/دانشجوی سلولی ملکولی که هر از گاهی هم اگه وقت کردم یه سری به نت میزنم.البته شعر گفتن و قصه گویی هم بخشی از وقتمو پر میکنه Archivesشهریور 1388تیر 1388 اسفند 1387 Links
سيمين |